حافظان شریعت !!
سلام
پرده اول
این روزها هم در حال گذرست ،گهی تند و گهی خسته! این روزها آنچه گاها نگرانم می کند این پایین کشیدن فتیله از سوی برخی دوستان است!
سینه چاکان دیروز انقلاب و امام و آقا و همه وهمه این روزها کسی دیگر حاضر به هزینه دادن و دفاع از آرمان ها نیست! یکی دنبال درس و دکترا است و این همه شده بهترین بهانه برای همین حضرات که حتی حاضرنیستند برای حتی گذشته شان هم اندکی وقت بگذارند!
دوستان وجیهی که شاید ما در نزد آنان باید سالها طی طریق نماییم و راه سلوکیت طی نماییم. وجیه عند الله های که هنوز تا اسم آقا بگوششان می رسد برای مظلومیت آقا می گریند ولی تا بحث کار و هزینه دادن می آید یکی می گوید حقوقم قطع میشودُ ، دیگری قرارادای بودن خود را پیش میکشد، یکی که زن و بچه دارد و اصلا وقتش پراست،.ان یکی که همه گواهی و مدرک فعالیتهایش را گرفته و دیگر رغبت ندارد و برخی هم که درس و دکترا دارند و چه جالب با قیافه ی حق به جانب مجبورم هر روز این شخصیت ها را ببینیم و پای نصیحت های بزرگوارانه شان بنشینم و توبه کنم از کارهای م!! و البته برخی که قافله را بطور کل باخته اند و در پازل دشمن به بهانه های مختلف از امضا تا سلام و حمایت بازی میکنند!!
بنظرم در طول ۸سال گذشته برخی که دنبال مطامع و منافع خود بودند رسیدند و بار خود را بستند و همین انقلابی های دیروز استحاله شدند و رفاه آنها را به انسانهای ترسو و محافظه کار تبدیل کرده است.
انقلابی ها باز باید خود را باز تولید نمایند و به صحنه برگردند و اهل هزینه دادن باشد شجاعت و شهامت توامان با ولایت مداری و عقلانیت را دوباره در خود بشورانند ورنه همه شرمنده شهدا خواهیم بود. و نمی دانیم حقیقت چرا برخی اینگونه شده ایم!!ترسو وبزدل و اهل شعار دادن!
پرده دوم
این روزها گاهی که کمر دردم عود میکند برای درمان به چهارراه زند پیش دکتر می روم تو مسیر چند بازنشسته مهربانی هستند که مغازه خود را تبدیل کرده اند به چای خانه و تا آخر ماه صفر برا امام حسین قرار است نذری دهند. چه انسانهای متشرع و باصفای، بدون هیچ خودنمایی و سالوس نمایی،بی ادعا و بی ریا دل رهگذران را ولو به یک چای تلخ یاد حسین می اندازند .
هر از گاهی پای صحبت هایشان مینشینم خلوص گاها موج میزند باورم نمیشود هنوز در عصر ما اینان هم وجود دارند چرا که هر از گاهی که از اول خیابان سلمان فارسی به سمت پایین حرکت می کنم تکدی گری و فقر چنان حالم را می گیرد که اگر احتیاط های جامعه نبود زار زار گریه می کردم، چرا کسی به فکر این طفلان معصوم نیست!
دختر خانم 12 یا همین حدود سالی برای فروختن دو تا آدمس 300 تومانی خود، لباس پسر جوانی را ملتمسانه گرفته و با عجز و تمنا از او می خواهد که از او این دو آدامس را بخرد!!
آیا سزاوار جامعه اسلامی است که این افراد اینگونه ارتزاق نمایند! چرا کسی به داد این افراد که کم هم نیستند نمی رسند!
کجایند این حافظان دین و شریعت !!
چرا کسی حتی برای اندک ثانیه ای ناراحت نمی شود! شاید میترسند پوست شان خراب شود!
چرا مسوولین فکری به حال این قشر نمی کند! فقر موج می زند!
چرا کسی با اینها نشست برگزار نمی کند، نشست نان بعلاوه زندگی!
وای بر ما !!!!!
چرا احد الناسی پیام این دخترک معصوم را مخابره نمی کند! چرا کسی با فقر و فلاکت مذاکره نمی کند!
چرا تدبیرگران راستگو تدبیرگری نمی کنند!! چرا کسی با تفریط فقر و فحشا و افراط بیکاری و گرانی نمی جنگد!!
وای بر ما !!
وای برما!!
که هر شب راحت سر بر بالین می گذاریم و از این غم و غصه نمی میریم!
و اما پرده آخر
این ایام نذر و نیاز زیادست از همگان التماس دعا داریم و لی کاش و کاش این نذورات را قرب الی الله و بشکلی که واقعا امام حسین می خواهد، بدهیم از هزینه های تکیه ها و مراسماتمان کم کنیم و آنها را آنطور که آقا می خواهد خرج کنیم
من اگر روزی تمکن مالی پیدا کردم شاید برای تشکیل زندگی چندین چند جوان نذر می کردم ، برای آنان کار فراهم می کردم، خانه فراهم می کردم! بخدا معرفت حسینی یعنی همین!! عشق به حسین یعنی همین! شروع زندگی ساده ساده هم این روزها آرزو شده بخصوص وقتی اینکه تنها ی تنها باشی و در سیستم اداری غریب! وام ازدواج که افسانه شده است و کسی هم ککش نمی گزد و در حالی که در همین کنار گوشمان این وهابی های لعنتی همجور امکانات و پول برای جذب جوانان می کنند!!
شاید بهترین نذری کمک به جوانان باشد!! تحدید نسل را جدی بگیریم!!
التماس دعا
