به هفته ام!!

سلام

شرمنده بابت عدم بروز شدن!! این روز ها دیگه به هفته ام!!

 فعلا در همین حد !!

التماس دعا

سوتی جالب از ستاد اقامه نماز اهواز

یا هو

امروز با دوستان مصلی اهواز رفته بودیم نظرم رو برخی نکات جلب کرد که گفتنش خالی از لطف نیست:

1- ایت ا..حسن زاده در مورد انتخابات نکاتی فرمودند: اینکه شورای نگهبان متاثر از فشارها قرار نمیگیرد و کسانی که می خواهند به زور کاندیدای را تحمیل کنند، نمی توانند و همچنین برخی افرادی را رد صلاحیت میکنند اینهم صحیح نیست

2- به خاطر هتک حرمت قبرحضرت عدی رض امروز راهپیمایی بعد نماز بود و جالب بود یکی از مسوولین ستاد نماز میخواست نمازگزاران را به راهپیمایی بعد نماز دعوت کند به اشتباه گفت: از همه نمازگزاران دعوت میکنم در حمایت از اقدام تکفیری ها بعد نماز در تجمع شرکت کنند! که خنده حضار را به همراه داشت

3-بعد که تجمع شروع شد بی برنامه گی موج میزد و مسوولین برنامه هم ، چنان با حرص و ولعی دور استاندار حلقه زده بودند که نگو!! یکی نیست بگه بابا این بنده خدا خودش رفتنی احتمالا با تغییر دولت! شعارها هم اصلا مناسب فضا نبود

4-این اتوبوس ها هم مکانش مشخص نیست بابا برای هر منطقه ی شهر یک مکان خاص در نظر بگیرید تا وسط ظهر ملت یک ساعت هم دنبال اتوبوس مسیر خود نگردند!

یاحق

چه خبر!!

چند نکته:

1- پس از تجاوز و هتک حرمت به مزار حضرت حجر بن عدی هیچ اقدامی از سوی جامعه دانشجویی صورت نگرفته بودبنابراین بر آن شدیم روز 4شنبه در فلکه سه گوش تجمعی داشته باشیمو الحمدا..با کمک همه خاصه انجمن چمران و علوم پزشکی و جامعه نفت و سایر تشکل ها سریع جلسه ی را تشکیل دادیم و مقدمات این تجمع را بصورت جهادی انجام دادیم. خیلی خوب هم استقبال شده بود و بیانیه ی خوبی را هم تا دیر وقت تنظیم کرده بودم ولی بیانیه خوبی شده بود قرائت شد

ذکر این نکته هم خالی از لطف نیست که روز 3شنبه یک کرسی موفقیت آمیز را تو دانشکده الهیات برگزار کردیم که خیلی خوب استقبال شده بود و یکی از منطقی ترین کرسی های بدور از احساسات و در کمال منطق و آزادی اجرا شد خودم حال کردم و این یعنی آرام آرام تبدیل شدن شور به شعور در دانشگاه و غالب شدن منطق بر فضای دانشگاه البته در اول راهیم باید آنقدر تلاش کنیم تا این مرحله بگذرانیم و عقلانیت به حد کمال در بیان و رفتارمان تجلی یابد و بخشی از آنهم وظیفه ی ماست که با ممارست و پشتکار شبانه روزی برای حاکم کردن این فضا تلاش کنیم

2- هم زمان آقای سعیدی کیا که به استان آمده بود و برا دانشگاه ع.پ اهواز برنامه داشتند و خیلی دوست داشتیم در چمران هم براش برنامه بذاریم ولی شب میخواستند برند خرمشهر نشد و ظهر هم اولویتمان تجمع بود.

3- البته تا حدودی در برنامه ایشان در ع.پ شرکت کردم برخلاف انتظارم استقبال خوبی از ایشان شده بود بطوری که جا برای نشستن نبود والبته خیلی از بچه های چمران بودند. ولی ایشان واقعا خسته بودند و توانایی صحبت نداشتند و بنظرم ایشان توانایی ریاست جمهوری را ندارند ولی اما ..

4-هفته ی پیش رو هم هفته ی مهمی ست، تا شنبه باید این مستان اندک اندک وارد گود شوند و ارایش های انتخاباتی بهم می ریزد. و خیلی از کاندیداها هم بنا داریم بیاریم دانشگاه هم چند نفر از دوستان اصولگرا و چند نفر از دوستان اصلاحطلب و انشاا..به خاطر دانشگاه احترام بگذارند و تشریف بیاورند

5-دیروز با یک بنده خدای که ترم 2بود تو اتوبوس آشنا شدم . ایشان میگفت من اصلاح طلبم و میخواهم کار انجام بدهم و کسی نیست با وجود مشغله متوجه شدم که جوان سالمی ست پس از خوردن چای در بوفه اقتصاد چند دقیقه ی دقیق به حرفهاش گوش دادم بنده خدا اصلا در باغ این مسایل نبود و فقط هم اتاقی ش چند مورد از این سایتها رفته بود و امر براین دوستمان مشتبه شده که بله اینطوری ست. شروع به نقدکرد و چیز خاصی نگفت وقتی چند نقد سنگین به اصلاحات و اصولگرا ها یادش دادم کفش برید و الان هم شماره 20-30- نفر از اصلاحطلب و اصولگراها رو دادم با آنها صحبت کند و یکی را از هر دو جناح برای مناظره به دانشگاه بیارد واز دیروز پدرم را در آورده ست 3 شب زنگ زده، صبح زود مجدد تماس گرفته و هی مدام سوال میپرسد و همه نوع کمک میکنم که خدای نکرده ولو یکنفر احساس نکند در نظام ما آزادی نیست و از همین جا اعلام می کنم هر کس طرح و برنامه ایده دارم با قوت در خدمتم و حاضرم هرکسی را که در چارچوب نظام ست و دوستان می خواهند به دانشگاه دعوت کنیم

6-آمدن یا نیامدن آیت ال..نکته ی ست که خیلی دارند به آن شاخ و برگ می دهند و از حس قدرت طلبی آیت ا..سواستفاده کرده و ایشان را می خواهند به مسیری سوق می دهند که قطعا شاید پایان سیاسی خوبی نداشته باشد برای ایت ا..

یک نکته ی خنده آور: دیروز هم سر یک شام با یکی از دوستان که اصرار داشت حتما آیت ا.. می آید توافق کردیم ، اگر آمد من ایشان را شام دعوت کنم و اگر نیامد من برم. بقول دوستم که به مزاح میگفت عدو شود سبب خیر، این بابا که خیری نداشته حداقلش ما دوستی هامان را تحکیم میکنیم! البته مزاح می گفت



حواريين اميرالمؤمنين (عليه الصّلاة و السّلام)

عزا عزاست امروز

عجب دنیایی ست!! به بهانه حقوق بشر انسان می کشند حقوق بشری که به قبور هم رحم نمی کنند!

مدافع حقوق همجنسبازان می شوند، ولی به راحتی به فکر و عقیده دومیلیارد انسان تعدی می کنند!

خوک و سگ را مقدس میشمارند و مسلمانان را به بهانه ی نخوردن خوک تحریم می کنند، ولی به قبر1400سال پیش هم رحم نمیکنند

خود را جنبش و سپاه آزادی می دانند ولی پسترین و حیوانی ترین رفتار را فیلم گرفته و بدان افتخار می کنند

بشار اسد را متهم به نقض حقوق مذاهب دیگر میکنند ولی خود در دامن صهیونیست کثیف با دلار سعود منحوس به صحابه پیامبر هم رحم نمی کنند!!

اری این چهره ی واقعی غرب است، این سند مظلومیت شیعیان است، این علت حمایت ایران از سوریه است

گروه های تکفیری حرام زاده که از گوشه گوشه ی جهان از کانون های تروریستی امریکا به سمت تن نازک و نحیف سوریه مقاوم سرازیر شده اند، انسانهای که نشان دادند که حتی به قوانین حیوانی نیز پایبند نیستند، تکفیری ها پلید که تا دیروز به نوامیس مردم تجاوز می کردند و سر سرباز سوری را ذبح می کردند، امروز این کوردلان به میراث شیعه، به پاک ترین اعتقادهای شیعیان هجمه آورده و به تخریب قبور صحابه پیامبر اقدام کرده اند.

عملی زشت و حیوانی که هیچ انسانی و دینی و مذهبی آن را مجاز نشمرده است !! حال جالب اینجاست سازمانهای به اصطلاح حقوق بشر که به خاطر شکسته شدن گوشه آجری از یک بنای تاریخی غذا و داروی ملتی را تحریم میکند،علیه ش قطعنامه صادر می کند، در مورد تخریب قبور صحابه که میراث معنوی و ماندگار شیعیان و جهانیان ست سکوت که هیچ، با اعزام لشگرو کاروان های سلاح به تشویق انان میپردازند

یا عدی

که بودنت،  پس از 14 قرن خود شاهد گویایی بر حقانیت شیعه ست  بالاتر از همه حجتی ست که چرا قبر مادرت پس از سالها همچنان مخفی ست

یاعدی

در دنیای ما همچنان خوارج یکه تازی میکنند، همچنان علی تنهاست ، نهروان در پیش ست

یا حضرت عدی

ولی اینبار فرزندان علی اجازه نخواهند داد فرق حق و حقیقت باز شکاف بردارد چرا که عزم آن داریم تا نابودی خوارج ضهیونیست نشان و امریکایی زاده ذره ی و لحظه ی دست از دامان مولایمان برنداریم

انشاا..

بارگزاری ماشین دودی تعقل و خردورزی در مسیر قانون مداری و اعتدال( نقدی بر حواشیح حضور کواکبیان در دان

حماسه، دانشگاه، تعقل و اعتدال. واژگانی درهم تنیده و همسان برای رسیدن به هم و پیمودن مسیری باهم. قطار حرکتی جامعه ایران امروز بر روی ریل پیشرفت و عدالت بارگیری شده است و آنهم نه برای ایران الان، بلکه برای دور دست های دست یافتنی و برای رسیدن به تمدنی انسان ساز که نه سرابی توهم آورست و نه خیالی باطل، بلکه واقعیتی ست محسوس و ملموس.

حماسه، حماسه در بطن دانشگاه؛ بی شک دانشگاهی میتواند حماسه ساز باشدکه زایشگاه و رویشگاهی برای پرواز اندیشه، تعقل و سکوی پرتاب برای خردهای روبه تعالی باشد. این موشک پرتابی زمانی به قلب هدف اصابت می کند، که نه آهسته رود و نه تند بجهد. چرا که مسیر حماسه، همانا مسیر اعتدال ست. در دانشگاه، آری دانشگاهی که فکر، اندیشه و تعقل اصالت دارد و اصل و اساس مبنای وجودی این آرمانشهر تعقلی را تشکیل می دهد؛ افراط و تفریط مذموم است چرا که هر دو فرزند خلف جهالتند. در تاریکی و ظلمت پستوه های کج اندیشان رشد میابند، طغیان می کنند. افراط و تفریط ترکیبی نامتجانس و ناجنس ند که در روشنایی دانشگاه علی القاعده محکوم به زوال و نابودی ند و در نزد انسانهای متعال افراط گران و تفریط طلبان، اقلیتی خرده پا و جاهل مسلکند که علم و عالمیت که نوری اکبرست، همچو صاعقه ی بنیان فکن و پرده در بر آنها نازل شده و نابود میکند. شاید این آرمانشهر تعقلی در وضعیت امروز ما یک اتوپیایی تخیلی جلوه نماید ولی خواستن ، نصف توانستن است.

اصرار بر حماسه تعقلی بر این ست که گه گاهی در این ارمانشهر خردورز، ضد فکرهای پا به عرصه می نهند که انسان را وادار به تورق و تطور درتاریخ می نمایند. که برای همین به سیر در تاریخ مجبوریم ورنه به تکرار آن مجبور میشویم. شبان بی مخ ها؛ خوارج معاصر که قاموس اندیشه شان در چماق و هوچی گری زاده شده بود. چماق و چماق گری فرهنگی که پس از چندین دهه در کمال حیرت در لایه های فکری شهروندان آرمانشهر تعقلی باز طنازی و جلو گری میکند.

این روزها که انجمن اسلامی دانشجویان جهت ارضای نیازهای سیاسی متعقلین آرمانشهر اندیشه پرور بستر پرواز، طغیان و جبلان فکرت ها را فراهم می نمایید، شنیدن و دیدن از شبان بی مخ ها بسیار آزار دهنده است. چه بسا این روزها شاید بر سر هر کوی و برزن این جامعه خردورز نوشتن این کلمه " اوصیکم بالاعتدال" فرضیه ی واجب باشد.

برنامه ی آقای کواکبیان، کواکبیانی که شاید به نوبه ی خود قرائت خاص از اخلاق داشت ولی میهمان حبیب خداست. در جلسه ی که با حضور پرشور دانشجویان عزیز و بصیر، جلسه ی که حضور معنی و مفهوم پیدا کرد، پس از پایان جلسه عده ای که چماق، دادو بیداد و هوچی گری را بر قدرت تعقل خود ارجح دانسته و برای لحظاتی پس از پایان جلسه به برهم زدن نظم جلسه همت گماشتند که جای بسی تاسف و البته تامل دارد!

اینکه چرا پس از سالها، امروز باز شاهد باشیم عده ای بنابر تکلیف، تکلیفی خودسرانه به دریدن حرمت ها که ارزشی بالاتر از خانه  خدا دارند ، خودجوشانه همت گمارند. حتی اندیشیدن به این چراها دردناک ست!

ما انجمنی ها ضمن محکوم کردن و انزجاز شدید از حرکات زشت و مذموم پس از پایان جلسه دکتر کواکبیان، به دانشجویان این وعده را می دهد فاستقم. ضمن تقویت جسارت خود در جانفشانی در مسیر تعقل و برپایی این چنین جلسات مجدد و مکرر تا عبور از سیم خاردارهای جهالت از پا نخواهیم نشست و از مسوولین دانشگاه میخواهد با این قاتلان فکر و اندیشه ی آزاد و تهدیدگران مرزهای مقدس آزادی برخورد قانون مندانه نمایند.

در آخر آنچه برماست، فکر، فکر و فکرست و قطعا در هر برهه ی بخصوص در این ایام حساس باز هم این 3 مسیر ما را به مقصد مطلوب می رساند و اگر راه چهارمی باشد، بلاشک آنهم باز فکرست.

حاشیه های حضور کواکبیان در دانشگاه شهید چمران اهواز

سلام

حماسه سیاسی، خط حرکتی امروز همه ی ما. حماسه ی حضور با تعقل و نشاط جریان پیدا میکند.

این حرف ها از جمله ی حرف های ست که ما را واداشته تا با وجود تمام ناملایمات استوارانه در انجمن دنبال خلقش باشیم، حماسه ی ماندگار

انجمن در طی سلسله برنامه های بدون وادادگی به چپ و راست، بدون عدول از خط تقوا و اعتدال در راستای برنامه ی عادلانه برای همه در شرایط برابر برای همه کاندیداها امروز میزبان کواکبیان بود

در طی برنامه های قبلی هم تاکید براین داشتیم که در همه چیز از نوع تبلیغات، تعداد و مقدار تبلیغات و زمان برنامه و زمان تبلیغات همه و همه عدالت را سرلوحه کارها قرار گیرد، هر چند سخت بود و جسارت می خواست تا دست به این کار بزرگ بزنی ولی به قول تولستوی : برای رسیدن به اقیانوس های بزرگ باید شهامت ترک ساحل های آرام را داشته باشیم

می شد آرام مثل خیلی از تشکل ها، گوشه ای عبای خود را بر کولمان بیاندازیم و تهجد و شب زنده داری پیشه کنیم و دست به دعا برداریم که یا رب حماسه ی بیافرین!!و دست به این چنین برنامه های نزنیم

آری حماسه خلق نمیشود مگر اینکه باید جسارت داشت، ابتکار داشت و با تعقل به دل مشکلات زد و همه ناملایمات را به جان خریدو البته این ناملایمات برای مان چیزی طبیعی است و خود اینها بهترین ملاکی برای حقانیت مسیرمان ست

اینکه بسترحضور همه را در دانشگاه از پورمحمدی جامعه مدرسین تا لنکرانی جبهه پایداری تا کواکبیان اصلاحات آماده میکنیم همه همه نشان از اعتدال و استقلال این تشکل است و البته بالاترین سرمایه ما

و اما کواکبیان امروز در دانشگاه

- بلیطش صبح زود بود، با دوستان صحبت کردیم تا دکتر را که نه محافظی، نه همراهی چیزی نداشت صبح با کمال احترام به محل اسکانش ببرند و صبحانه و پذیرایی برای ایشان فراهم کنند.

-کواکبیان که خیلی انرا اصلاح طلب بدلی می نامند و بنظرم هم همین طورست چرا که واقعا امروز و حتی از قبل که میشناسم،من از صحبتش نه به تحریم انتخابات رسیدم و نه فتنه انگیزی چرا که همیشه دم از قانون و ولایتمدای می زند این یعنی شخصی محترم ست

-شب قبل برنامه چون تدارک همه چیز را دیده بودیم، تیم حفاظتی خوب برای ایشان در داخل و خارج برنامه تدارک دیده بودیم چرا که میهمان بودند و احترامشان واجب و مدیریت و انتظامات برنامه تدارک دیده بودیم. و مجری را با فضای احتمالی آشنا کرده بودیم. یعنی همه چیز را برای یک برنامه خوب دیده بودیم

-صبح 11خودم را به سالن رساندم .خودم بودم و چند ده نفرآقا و خانم. ابتدا یکی بنده خدای که شاید به لحاظ اسباب تقوا و زهد اولاتر از ما بود همان ابتدا گوشه ی از ردیف اول سالن را قرق کرده بود و فهمیدم که احتمالا خبری باشد.البته آنور هم خواهران خیلی خوب سازمانی نشسته بودند

-آن بنده خدا وقتی فهمید دنبال هماهنگی قاری قران هستم، با لحنی بی ادبانه که حاکی عمق بی تقوایی در ایشان بودگفت: نمی گذارم قران پخش کنید. من هم یک نگاه عاقل اندر سفیه بهش انداختم گفتم چرا؟ گفت اینها که به اینجور چیزها اعتقاد ندارند!! با اینکه سرم شلوغ بود ولی میدانستم طرف گمراه ست. قشنگ یک ربع وقتم را گذاشتم تا بفهمانم که این نوع نگاهش طالبانی است و این با اسلام ناب محمدی سازگار نیست و آنهم کواکبیانی که فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق ست و با فتنه گران و اصلاحطلبان کلی فرق میکند و پسرخوبی ست و کارنامه قابل قبولی دارد و باید سعه صدر داشته باشیم و همین طور همه را از دایره اسلام طرد نکنیم

-یک گروه 5نفره دیگر انتهای سالن جمع شده بودندکه ادعا داشتند تبلیغات برنامه در قیاس با برنامه لنکرانی کم شده که باز برای اینکه شبهه شان رفع شودسریع رفتم تا شبهه شان رفع کنم و بگم که برای مافرقی نمیکند که افراد به کجا وابسته اند و ما به همه یکسان نگاه داریم. که لبخند رضایتشان یکی از نکاتی بود که خیلی به دلم نشست

-آرام ارام برنامه شروع میشد. زنگ زدم که میهمان را بیاورید و ساعت 11:40 دکتر وارد سالن شد.و استقبال خوبی از برنامه انجمن شده بود.کواکبیان را از سال87 میشناختم، انسان سالمی ست و تقریبا داخل نظام تعریف میشوند و تازه معتقدم فردی که هم معتقد به نظام ست و هم موسوی و کروبی را فتنه گر می داند و تقلب را به شدت محکوم می کند و با انحرافی بشدت مخالف ست این چنین فردی قابل احترام ست

-کواکبیان ردیف اول کنارم نشست و بعد از خوش و بش تا خواست قاری بیایید و شروع شود. بهش گفتم از خاتمی و هاشمی چه خبر میاند؟ با صراحت خاص خودش گفتند که نمیاند. بهش گفتم تا الان که اذیت نشدید و مشکلی پیش نیامده که ایشان تشکر کردند

-برنامه رفته رفته پرشور میشد وهمین حضور پرشور اصل چیزی بودکه مادنبال میکردیم چراکه شور و نشاط و شعور باعث خلق حماسه میشود. برخی از بچه ها خیلی نگرانی داشتند ولی ارام تکیه دادم بر صندلی چرا که مطمئن بودم هیچ اتفاقی نمیافتد. هر چند برنامه سنگین بود چرا که بعد از تقریبا 4سال یک نفر با تابلوی اصلاح طلبی در دانشگاه حاضرمیشد ( البته در این مدت انجمن از خیلی منتقدین دعدت کرده بود) که خیلی از بچه ها از انجمن بخاطر این بی طرفی و دعوت از همه سلایق تشکر میکردند

-دکتر صحبت را پس از کلیپ های از آقا در مورد رابطه با امریکا و فتنه شروع کردند. دکتر با همان شور که مختص خودش ست شروع به صحبت کردند. از اینکه ابتدا ترتیب فتنه را دادند و خودش را فتنه گران جدا کرد و از اصلاح طلبان رادیکال تبری جست که خیلی خوشم آمد.البته در ادامه دولت و سفرهای تبلیغاتش را نیز مورد عنایت قرار داد.البته گاهی هم بچه ها را به تشویق و تحریک می پرداخت که این زیاد اخلاقی نبود

-خیلی هامراجعه می کردند من میخواهم صحبت کنم و فلان ؛ ولی بدون تعارف با کسی و دوستان اسامی را به دقت و به ترتیب می نوشتم تا حق کسی ضایع نشود که به مزاج خیلی ها خوش نیامد

-رفته رفته جلسه به آخر کار میرسد یکی از خواهران که حتی سوال هاش هم سازمانی بود داشت مدام به تحریک بقیه و بهم زدن فضای جلسه میپرداخت که البته برایم طبیعی بود بالاخره هرکسی میخواست خودی نشان دهد وبه بچه ها گفتم کاری بهش نداشته باشند ولی وقتی پس از حرفهای دکتر بدون فکر داد زد علیه دکتر مبنی بر مرگ بر ضد ولایت فقیه، دیگر خیلی داغ کردم به بچه ها گفتم مودبانه بهش تذکر دهند. چون قرار نیست در این بازی های سیاسی ما از ولایت مایه بگذاریم و آن را بازیچه بازی خود قرار دهیم و رهبری هم به این مورد قبلا متذکرست که به راحتی به کسی مارک ضدولایت ندهیم. والبته تازه بعد حرف آن خانم سالن کامل علیه آن خانم شدند

-دوستان داشت مدام شعار می دادند و اندکی هم در گوشه ی شعار به نفع اصلاحات می دادند، چند نفربسمتم هجمه آوردندو مچم را چنان فشردندکه جلوشان را بگیر که اگر این حرکت بیرون جلسه بود ، برخورد میکردم ولی چون نمیخواستم جلسه از نظر روانی بهم بریزد خنده کنان توجیه شان کردم که هم اینکه یک نفر بتواند داخل سالن راحت شعار بدهد یعنی ازادی کامل ؛ یعنی دانشگاه مان ازاد و بیدارست و در واقع دارند درود بر جمهوری اسلامی میگویند و اگر اینجا خود را تخلیه نکنند باید خودمان را منتظر فتنه کنیم

-با رسیدن وقت اذان و پایان پرسش و پاسخ طبق روال های قبلی برنامه با صحبت مجری تمام شد و سریع حلقه ی تشکیل دادیم که دکتر را به بیرون هدایت کنیم و جالب بود برخی از دوست نماها چنان هل و هلبازی می کردند که واقعا ناراحت شدم و دکتر را تا ماشین راهنمایی کردیم و ایشان را بی هیچ مشکلی سوار ماشین کردیم .

-بیرون دانشجوهای موافق و مخالف بحث و جدل را شروع کرده بودند. برخی رقیب را متهم به ایجاد بی نظمی می کردند و چماق دار بودنشان را تکرار میکردند و برخی اینکه ما کاری نکردیم و از این بحثها و البته  در یک نقطه اتفاق نظر داشتند که آنهم اینکه انجمن بی طرف بود در این قضایا

-بعد این برنامه سنگین تازه اول کارم بودکم کم تا برسم خوابگاه با 20 گروه دانشجویی روبرو شدم که مدام از من سوال داشتند و با وجود خستگی، مشخص بود بچه ها عاشق نظامند ولی سوال دارند وباید به اینها پاسخ داد. هر چند هر از گاهی بی احترامی می کردندولی اخر سر قانع شدنشان برایم کافی بود.اینکه کی دوباره میاد؟ به کی باید رای بدیم و چطور به اصلح برسیم، کار بچه های....در توهین به کواکبیان زشت بود، چرا شما باهاشون برخورد نکردید؟ و هاشمی میاد یا نه؟ از این قبیل سوال های ساده که طرف چون براش حل نشده بود از نظام بریده بود!

-به خدا همه ی این دانشجوها که گاها شاید مدل مو و لباسشان مطلوب ما نباشند عاشق نظامند. آنقدر سوال پیچم می کردند خودم هم گاهی می بریدم ولی یک جوری باید سوالشان را پاسخ می دادیم و نمیشد آنها را به امان خدا واگذار کرد

بفکر جوانان باید باشیم


يا سَريعَ الرِّضا اِغْفِرْ لِمَنْ لا يَمْلِكُ اِلا الدُّعاَّءَ

فَكَيْفَ اَصْبِرُ عَلى فِراقِكَ!!

دیشب این فراز های دعای کمیل در حیاط بارگاه علی بن مهزیار درحالی که آرام آرام قطرات باران بر زمین فرود می آمد، به دلم نشست

التماس دعا

اخلاق انتخاباتی نیاز امروز ما!!

السلام علیک یا فاطِمَهَ الزَّهْراَّءُ ، یا بِنْتَ مُحَمَّدٍ ،

یا قُرَّهَ عَیْنِ الرَّسُولِ یا سَیِّدَتَنا وَمَوْلاتَنا ،

اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِکِ اِلَى اللّهِ،

وَ قَدَّمْناکِ  بَیْنَ  یَدَىْ  حاجاتِنا ،

یا وَجیهَهً عِنْدَ اللّهِ اِشْفَعى لَنا عِنْدَ اللّهِ


سلام

این ایام عید را خدمتان تبریک میگوییم

حقیقتا گاهم خودم هم در این ایام عید در مورد شادی و خنده دچار تشکیک می شدم و با وجود اینکه آدمی بسیار شوخ طب و خنده روی هستم ولی در ایام ولادت و شادی های منسوب به اهل بیت بخصوص دسته جمعی سعی می کردم چندان با طراوت شادی نکنم البته علتش این بود که آنقدر این اهل بیت مظلوم واقع شده اند و سختی کشیده اند که فراموشی این مصایب برایم سخت بود و هم اینکه گاها احساس می کردم شاید با این همه مشکل که در گوشه کنار کشورمان هست و مردم فقیر و گرسنه که سالهاست طعم خنده را نچشیده اند صحیح نیست ولی امروز وقتی پیام ولی را در اعتراض به مداحان مبنی بر شاد نگه داشتن این ایام را دیدم تصمیم گرفتم همانقدر که اصرار بر حضور پرشور و با معرفت در عزاداری ها دارم در اینگونه  مراسم ها هم شرکت منسجمی داشته باشم که این هم نشان دهنده ی کامل بودن دینمان است که همه ی جوانب و احساسات آدمی را سنجیده و پوشش داده است

اما چند نکته از صحبت های آقا

1- مداح ها باید عواطف را به سمت عقلانیت و خرد سوق دهند

2-استفاده از مضامین روز جامعه در مداحی با پرهیز از اختلاف افکنی ها

3-تمدن غربی بدلیل پاشیدن بنیان خانواده دیر یا زود محکوم به زوال است

4-خانه داری مجاهدتی بزرگ است و لازم است با زنان با احترام برخورد شود

(المراءة ريحانة و ليست بقهرمانة)


اما اخلاق انتخاباتی

این روزها که دارم خبرها را رصد میکنم روزی نیست که کسی علیه کسی دیگری مصاحبه و حرف نزد و روزی هم نیست که خیلی از این خبرها تکذیب نشود

این اخلاق و فرهنگ انتخاباتی خیلی در شان نظام ما نیست، شاید بخشی از این مال طبیعت انتخابات باشد ولی به نظرم از دوران اقای احمدی نژاد، به این طرف که ایشان به اسم بردن برخی افراد پرداخت، فرهنگ جدیدی را در کشور حاکم کرد که اکنون دیگر قابل جمع کردن نیست.متاسفانه!

یادم میاید در ایام های قبلی انتخابات هم از این حرکات می شد ولی نه به این شدت و نه به این هتاکانه، دیگر هیچ خطوط اخلاقی نمانده است، خانواده، زندگی شخصی ، مکالمات تلفنی همه و همه که هیچ کدام زیبنده نظام اسلامی ما نیست، از رقیب در فضای عمومی کشور پخش و نشر می شود و به اسانی تهمتهای گوناگونی به افراد زده میشود. بنظرم نباید با خیلی از این شخصیت ها که سرمایه های نظام هستند طوری برخورد کنیم که از دایره نظام طردشان کنیم. متاسفانه ما در اپوزیسیون سازی قدرت شگرفی داریم و آقا نکته ی جالبی فرمودند چند وقت پیش :اینکه مواظب باشیم رقیب انتخاباتی مان راشیطان تلقی نکنیم، شیطان بزرگ امریکاست.

بیاییم در دایره اخلاق و انصاف با افراد برخورد کنیم و هر کس را به اندازه کار خوبش تقدیر و به اندازه خطایش نقدش کنیم و نه اینکه هر کس رسید تخریبش کنیم. تخریب هیچ کسی جایز نیست و مرز ظریف و در عین حال مشخصی بین نقد و تخریب است باید رعایت کنیم . همواره خراب کردن خیلی راحت است ولی بیاییم اندکی هم از مولایمان سیدعلی درس بگیریم، با وجود اینکه سالهاست خیلی از کسانی که در راس نظام هستند و خیلی از ما ها بر آن آنها شاید شعار مرگ بر هم دادیم، ولی آقا دارند حفظ میکنند، و این رفتار رهبری واقعا با برخی تندروی های ما قابل جمع نیست. نمی خواهم از حرکات خود کوتاه بیاییم الان هم خیلی انقلابی م ولی نباید این گونه ضدرفتارها جزی از رفتار نظام اسلامی شود. هر کسی خطا کرد باید بهش هشدارهای لازم را بدهیم و خطای بزرگان هشدارهای بزگ می طلبد ولی همه چیز در چارچوب اخلاق. البته شایان ذکر ست این نوع منش منحصر به ایام انتخابات نیست، در زندگی شخصی هم باید این سرخط ها را حفظ کنیم و توصیه و تجربه ی شخصی م برای مواجهه با این بداخلاقی ها فقط وو فقط توکل بر خدا و صبر ست. چون همواره خودم در آماج انواع و اقسام تهمت ها و توهین ها واقع شده ام ولی این گذر زمان بوده که خیلی ها ها را متوجه اشتباهشان کرده !! اللهم اغفر لقومی ، انهم لا یعلمون

در این قضایا همه مقصریم، مردم و مسولین به نحوی و نقش رسانه ها که خیلی برجسته است. کاش در این ایام انتخاباتی که خیلی خیلی پیچیده است و دشمن روی این انتخابات نقش ویژه ی باز کرده است، حتی برای تاثیرگزاری روی انتخابات ، متاسفانه با تحریک اختلافات مذهبی دنبال بهم ریختن وضعیت کشور عراق است. ترکیه هم که در آغوش امریکاست. مطمئنم نه عراق، نه سوریه و نه هیچ جای دیگر اولویت امریکانیست، همه اینها بهانه اند تا در ایران مشکل ایجاد کنند و هر چند زهی خیال باطل چرا که همه ی اینها با یک خطبه ی آقا بهم میرید

آقا جان جانم بفدایت

التماس دعا برای فرج منجی

سلام بر حاج آقا

سلام علیکم


پا نوشت

چون فهمیدم برخی دوستان و بزرگواران هم به این خلوتگاه سر زده و بر ما منت گذشته و مستفیض می کنند ذکر چند نکته خالی از لطف نیست

1- در طبخ مطالبمان اگر به مشام مبارکتان رسید که هر از گاهی ته دیگمان بوی ریا گرفته و یا شوری تملق ش زیادشده، بدانید که بله بنده هم دچار محافظه کاری شدم!!( البته این رو شوخی کردم بنظر!!)

2- تصحیح یک نکته: چند روز پیش در این شهری که حرف ها حاکمند و زبانها بر دلها امیری میکند، احساس کردم و به این احساس رساندند که حاج آقا فلان برداشت را داشته نسبت به حقیر که برای م قابل توجیه نبود و البته در حد حرف بود که چند روز پیش توفیق زیارت حاصل شد، بر حرف بودن این مطلب و بی اساس بودنش صحه گذاشتند که لازم دانستم حرفم را پس بگیرم و تصحیح کنم

3- دوست دکترم در تهران که چند مدت پیش طرح دانشگاه حکمت بنیان را محضر آقا مطرح کرده بودند و مقاله ش را که بسیار پر محتوا و تحول آفرین است خدمتم فرستاده و خواسته نظراتم را برایشان ارسال کنم و اگر از دوستان هم کسانی تشریف دارند که علاقمندهستند با ذکر ایمیل و مشخصات خود بفرمایند تا مقاله را خدمتشان ارسال کنم

4- چند ساعت دیگر دکتر لنکرانی به دعوت انجمن دانشگاه تشریف می آورند، چند روزه تمام سعی مان بر این است که برنامه در عین برگزاری باشکوه، به مایه ی برای وحدت ورفع کدورتهای بین بچه ها تبدیل شود و هر چند سخت است ولی نیازست انسان با تمام آبرو وارد شود طوری که نه سیخ بسوزد و نه کباب ولی وحدت می ارزد!!

5- آقا جان بیایید این فرهنگمان را اصلاح کنیم، آقا شایعه شده روغن نیست در حالی که خودم تهران برخی انبارها رو دیدم که احتکار کرده اند، این چه وضعیتی ، ملت خودمان برای خودمان دردسر میسازیم، آقا جان نیست که نیست نمیمیریم که !! ملت چنان به سمت روغن هجمه آوردند که حتی انهای که چربی خون بالایی هم دارند الان روغن خور شدند!!

6- التماس دعا

یا حق


چرا سکوت!!

سلام

از دیروز تهرانم ، صبح پیش دوستان بودم و برای کنگره ی باید می رفتم شمال تهران، تو مسیر ایستگاه مترو علم و صنعت پیاده شدم ، یک ساعتی وقت داشتم ، زنگ زدم به یکی از صمیمی ترین دوستان دوران کارشناسی م که علم و صنعت میخونه، خیلی از خاطرات برایم تازه شد، از دانشگاه علم و صنعت کلی خاطره خوب داشتیم، با دوستانمان خیلی روزهایی جمعه با هم تو فضای علم وصنعت برای خودمان گشته بودیم و خاطرات خوب ثبت کرده بودیم ، مروری بر آنها کردیم

سپس به کنگره رفتم، ابتدا برادر دکتر صالحی وزیر خارجه که استاد برق شریف است باهم هم صحبت شدیم و از برادرش پرسیدم ولی هیچی نگفت، دکتر زالی وزیر کشاورزی هاشمی که انسان شریفی ست چند کلامی در مورد سیاست های کشاورزی و ابلاغی مقام معظم رهبری گفتگو کردیم.

دکتر واعظ زاده رئیس مرکز الگوی پیشرفت نیز دیدیم و در مورد حضورش و علت حضورش پرسیدم ولی همین گفت الان در کنگره ایم و من رئیس آن هستم گفتن این حرفها سوئ استفاده از بیت المال است، که بسیار کیف کردم

برای کنگره  هم مراتی خبرنگار صداوسیما آمده بود تا پوشش دهد و همه ریخته بودند سرش!!

کارگروه ارکان پیشرفت و مفاهیم آن شروع شد، ابتدا جلسه با حضور دانشجویان دکترای فلسفه و الهیات امام صادق سنگینی می کرد ولی به فضل مطالعاتی که داشتم ارام ارام فضا دستم آمد و جلسه رو به اداره کردن پرداختیم

یکی از دانشجویان در مورد منطق ارسطو و فارابی و مباحث حکمت محوری و آزادی صحبت می کرد که در ادامه به انتقاد از نبود ازادی در جامعه پرداخت و به سیاه نمایی پرداخت

دیدم ازبچه های دانشگاه امام صادق و قم کسی صداش در نمیاد و برو بر دارند نگاه میکنند و بقیه هم دارند براش کف و سوت میزنند

داغ کردم اساسی از دست بچه ها که چرا چند نفر دارند برای کلی بچه مذهبی زور میگویند و نمیدانم تو جمع ها همش خودمان را قلیل و دست کم میگیریم!!

بعد  میکروفنم رو روشن کردم و اجازه ندادم ادامه بدهد، گفتم وقتی جلسه علمی و مقاله داری ارائه میدی نباید توهمات شخصی ات رو لحاظ کنی!! طرف گفت وقتی اجازه نقد نمی دهید چطور پیشرفت حاصل شود !! گفتم نقد تعریف و جای دارد نه هر جای و به هر شکلی

جلسه رو دو طرفه کردیم و تک تک حرفهاش رو جواب منطقی دادم . مجری هم مدام به من تذکر می داد که بهش گفتم تریبون به همه میدی به من که میرسه میگوییه بعدا شخصی جوابش را بده!!

دکتر وارد قضیه شد و پسره فقط مقاله اش را ارائه داد ، جالب بود بعد مقاله ، همه ی بچه ها ریختند سرم آفرین کارت عالی بود ، عصبانی بودم جوابشون رو هم ندادم

بعدش هم با دکتر فاتح راد که از اساتید مطرح سیستم سازی و نظام مندسازی دانشگاه شریف است تا پاسداران با هم آمدیم واقعا حرفهای زیبایی را در باب مدرنیسیم و پست مدرنیسم و ایرادهای آن مطرح کرد که برایم آموزنده بود. سپس در مورد دانشگاه حکمت آفرین و تعالی ساز هم صحبت شدیم و ایمیل را گرفت قرار شد در این پروژه کمکش کنم

سپس قرار شد هفته اینده که تهران برمیگردم با هم به سراغ علامه زابلی که از علمای باطنی است برویم و به قول دکتر طول و عرض و ضرب این دو در مفاهیم را بهره مند شویم

عصر هم ولیعصر یکی از دوستان را دیدم و...

فعلا شب خوش

احمدی نژادی که باید به حالش گریست!

سلام

فقط درحد همین قدر باید نوشت ولی اما روزگار، احمدی نژاد که ازانتخابات 84 تاانتخابات  88 و در طول این مدت و این 8سال تا توانستیم به خاطر تفکرهایش برای اش عرق ریختیم ؛ نذر کردیم، شب در ستادهایش خوابیدم و به خاطرش چه کتک ها نخوردیم و چه فحش های نشنیدیم و به خاطر مصلحت سکوت کردیم و تلاش کردیم ، از وقت امتحاناتمان و از کنکورمان و همه چیزمان به خاطرش گذشتیم ولی میبینیم امروز باید در هفتگل و اهواز به خاطر زاویه با ولایت تحقیر شود، باید برای این حالش  گریست و آن هم زار زار البته باید عبرت هم گرفت!!

1- پس از چند روز طاقت فرسا امروز وقت کردم گرد و غبار وبلاگ را پاک کنیم، اگر این مدت نبودم به حساب خستگی م بذارید، کار واقعا زیادست و از طرفی کسی که بخواهد کار کند کم و دراین تناقض حاکم جسم وجانمان فرتوت شده است

2- از صبح علی الطلوع و یا گاها قبل طلوع استارت روز شروع میشود و با یک چک کردن خبرها جریان میابد

3- ابتدا باید سری به دفاتر زده و دوستان را راه بیاندازیم و پشتیبانی فکری کنیم و این که روح خسته ات را طوری جلوه دهی که بچه ندانند خود به اندازه ی کافی خسته و خود با تمام توان به آنها شجاعت و جسارت بدهی( این روزها دائم روی ابتکار، جسارت و ریسک پذیری بچه ها کار میکنیم، چه کنم بچه ها باورشان نمی شود که بابا گفتمان اصولگرایی تثبیت شده و نباید ترسید باید دنبال امپروطوری اسلام در جهان باشیم و نباید از حرف چند نفر بی منطق ترسید)

4- باید تمام ظرافتها را بکار بگیرم تا کارهای بزرگی که خیلی ها جرئت انجامش را ندارند برای بچه ها سهل و آسان و دست یافتنی نشان دهم و آنها را برای حرکت در این مسیر بدون هیچ واهمه ی وادار به حرکت کنم خیلی میترسم روزی کوتاهی کنم و بچه ها فعالیتی نکنند و این تحجر و محافظه کاری  به انقلابمان ضربه بزند

5- هر از گاهی هم که وقت کردم به دوستان دیگرهم سرمیزنم و شبها هم هر از گاهی تا دیروقت برای رصد اوضاع در تلاش و تکاپو هستیم و نباید از بحث شوراها هم غافل شد و البته تا شب دیر وقت بچه ها را برای حرف زدن و روزی قوی آماده و پر میکنیم و البته چند روزی ست چند نفر هستند که بچه سالمند ولی به برخی چیزها معترضند و گله دارند تا پاسی شب میشینم پای حرفهایشان تا خدای نکرده احساس نکنند همه علیه شان ست و با خودم میخوام همراهشان کنم ببینم چه میشود

6- مطالعه و ورزش هم گوشه ای وقتمان را میگیرد بحث اقتصاد اسلامی را دنبال میکنم

7- این روزها آنچه غالب وقتم را میگیرد و هر چند اهمیتی به آن قایل نیستم حرف و حدیثهای است که آدم را گاهی دلگیر میکند، یکی پیش حاج آقا میگوید اینها با فلان جبهه ند، پیش فلان آدم میگویند با این با حاج آقاست، پیش رئیس میگویند علیه توست، رئیس خودش میگوید این با ماست در حالی هیچ کدام نمی دانند من فقط با خدا هستم و هر کی با خدا بود با من ست و هر که برخدا بود من هم برعلیه اوییم این اصل حرکت رفتاری من است و لاغیر و از همین جا صریح میگوییم هر کسی از زبان من حرفی برند برای خودش گفته ست

8- مراسم اعتکاف دانشگاه شروع شده حتما ثبت نام کنید

9- پنج شنبه باید تهران باشم و برای کنگره پیشرفت اسلامی و نمی دانم کی اهواز برمیگردم ولی دوستان اصرار دارند پیش شان باشم ببینم شرایط چه جور پیش میرود

10- هفته پیش جمعه مصلی اهواز، بنده خدایی که یک جورایی ما را میشناخت کلی گله کرد که آقا چه وضع مملکت و گرانی و این قبیل مسایل و این روزها تو خوابگاه هم پدرم درآمده تا میرم نمازخونه و سالن ورزش و تلویزیون باید این سوال را به هزار نفر پاسخ بدهم واینجاهم میگم اولا من هم از این اوضاع راضی نیستم، من هم به گرانی ها اعتراض دارم، بابا من هم بیکارم ولی باید تو نقدها انصاف داشت و درون خانوادگی کنیم و در ضمن بهترین شیوه اعتراض به وضع موجود حضور جدی و فعال در انتخابات است باید به کسی رای دهیم که این اوضاع را سامان ببخشد، به کسی رای دهیم که برنامه پیشرفت و اقتصادی داشته باشد، به کسی رای بدهیم که قدر مردم بداند، دنبال پل و پل سازی و جشن ورزشگاهی نباشد، مطیع رهبری باشد ولاغیر

اگر کسی با این شرایط تو انتخابات بهش رسیدید دریغ  نکنید رای بدید و به بقیه هم بگویید بهش رای بدهند، این طوری قطعا همه چیز درست میشود

در ضمن یک سری حرف های از برخی دانشکده ها میاد دوستان ارزشی و مسولین بهوش باشند بعد نگویند ما نگفتیم

دعا کنید همه چیز درست شود( در ضمن این  روزها یادی هم از شهید هادی کنید)

التماس دعا